السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
400
تفسير الميزان ( فارسي )
هر چند كه شما تكذيبم كنيد . آن گاه به على ( ع ) فرمود : يا على كلمه رسول اللَّه را محو كن على عرضه داشت : يا رسول اللَّه دستم براى پاك كردن آن بفرمانم نيست . رسول خدا نامه را گرفت و خودش كلمه « رسول اللَّه » را محو كرد . آن گاه فرمود بنويس : اين نوشته معاهده اى است كه محمد بن عبد اللَّه با عبد اللَّه سهيل بن عمرو مىبندد ، و بر اين معنا صلح كردند كه تا ده سال ديگر در بين طرفين جنگى نباشد ، و مردم در بين هر دو طرف ايمن باشند ، و از آزار يكديگر دست بردارند . و نيز بر اين معنا صلح كردند كه هر كس از اصحاب محمد براى حج يا عمره به مكه آمد و يا جهت كسب وارد مكه شد ، بر جان و مالش ايمن باشد ، و هر كس از قريش به مدينه آمد ، تا از آنجا به مصر و يا شام برود ، بر جان و مالش ايمن باشد ، و از اين به بعد سينه هاى ما از كينه و نيرنگ پاك باشد ، نه ديگر به روى هم شمشير بكشيم ، و نه يكديگر را اسير كنيم . و اينكه هر كس از دو طرف دوست داشت كه داخل در عقد و بيعت محمد شود آزاد باشد ، و هر كس كه از دو طرف خواست داخل در عقد و بيعت قريش شود آزاد باشد . خزاعة از خوشحالى جست و خيز كردند ، و گفتند ما در عقد و عهد محمديم ، و بنى بكر به جست و خيز در آمدند كه ما در عقد و عهد قريش هستيم . رسول خدا ( ص ) فرمود : به شرطى كه مانع ما از زيارت و طواف خانه نشويد . سهيل گفت : به خدا سوگند آيا عرب نمىنشينند و به يكديگر نمىگويند كه قريش را خفه گير كردند ؟ پس موافقت كنيد سال ديگر اين عمره را انجام دهيد ، رسول خدا ( ص ) موافقت كرد و اين را هم نوشتند . سهيل گفت : من هم شرطى دارم و آن اينكه هر كس از ما به ميان شما آمد ، و لو به دين شما باشد به ما برگردانيد ، و هر كس از شما به ميان ما آمد ما هم برگردانيم . مسلمانها سر و صدا كردند كه سبحان اللَّه ! چگونه ممكن است كسى كه از بين مشركين آمده و مسلمان شده دوباره به مشركين پس داده شود ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : كسى كه از بين ما به طرف مشركين برود بگذار خدا او را دور كند . و كسى كه از مشركين بين ما آيد به آنان برمىگردانيم ، زيرا اگر خدا اسلامى واقعى در او سراغ داشته باشد ، خودش راه نجاتى براى او فراهم مىكند . سهيل گفت : شرطى ديگر دارم و آن اين است كه امسال به مدينه برگردى و از داخل شدن مكه صرفنظر كنى ، همين كه سال ديگر آمد ، ما شهر مكه را خالى مىكنيم شما داخل آن شويد و سه روز در آن توقف كنيد ، آن هم به شرطى كه اسلحه با خود نياوريد مگر شمشير در غلاف و آنچه يك سواره بدان محتاج است . و باز به شرطى كه قربانيهاى خود را از اين